«مخاطب محترم گاهی اوقات سایت حاضر به دلایل مشکلات فنی از دسترس خارج می شود که بدین وسیله از شما پوزش می طلبیم»

 

 

 

ماندالای کلامی

آنچه در ذیل این سطور می‌خوانید اقتباسی است آزاد از نوشته‌های استاد مونس درباره‌ی نقاشی که پیش از این در آثار نوشتاری ایشان در ایران به چاپ رسیده است.

«ماندالا، عکسی است از«سرّ مدوّر» که

                           عکاس بودایی  نیز

 آن‌ را  به شکل ِدایره خواب دیده است»

(استاد مونس)

ماندالای کلامی

ماندالای کلامی اصطلاحی است تطبیقی، تلفیقی و تأویلی از استاد مونس که خبر از پایگاه وجودی و حضوریِ «حکمت پشت دل» و «سرّ مدوّر» در نزد ایشان می‌دهد. این اصطلاح و اندیشه ابتدا در کتاب«مقدمه‌ای بر اساطیر» و سپس کتابی به همین نام یعنی سرّ مدوّر( مجموعه نقاشی‌ها)، مطرح گردیده است. در همین راستا می‌گویند:« تَرک تکرار نه عبادت است و نه اسرار، بلکه اصراری است در پی «دیدار» دیدار نیز همان دریافت‌های باطنی  سالک یا هنرمند از چهره‌ی ازلی-«حکمت پشت دل»- خویش است که روش تعلیمی این علم باطنی دو ساحتی است  که ابتدا نمادین و تصویری- طراحی و نقاشی- و سپس لوگوسی و کلامی است که ما آن را یکی از معانی« سرّ مدور» یعنی «ماندالای کلامی» نام نهاده‌ایم».

به عبارت دیگر استاد نشان می‌دهند که بیان بصری و بیان زبانی آثارشان در«ماندالای کلامی» حکایت از حکمتی در نزد انسان دارد که دانش و بینش و منش‌ استادمان را نیز آشکار می‌نماید. «ماندالای کلامی» که در زبان سانسکریت به معنای دایره‌ی جادویی و طرحی ازلی و صورتی مثالی دارد اغلب در آیین هندو به‌ویژه آیین بودایی کاربردی تأمل برانگیز در هر دو ساحت بیان بصری و بیان زبانی دارد. ایشان در ادامه می‌گویند:« ماندالا که شکلی نمادین، مدّور و مربع دارد تنها به نقاشی محدود نمی‌گردد بلکه دارای معانی و مفاهیم کلامی در مکتوبات بودیسم نیز هست که دقیقا همین دوساحتی بودنش ما را  به صرافت و کنجکاوی واداشت که در یک رویکرد تطبیقی، تلفیقی و تأویلی به ترکیب«ماندالا» در کنار«کلام» مدتها بیاندیشیم. همین امر حجم و تراکم و عمق و ارتفاع آن را در دو ساحت سلوکی، قدمی و پژوهشی و قلمی چنان چشمگیر نمود که ابتدا در دیگر آثار نوشتاری‌امان تجلی نموده و اینک نقاشی‌هایمان را نیز به رنگ خود درآورده است».

همان‌طور که می‌بینیم استاد با خلاقیت‌های خویش به رویکرد تطبیقی چنان دچار گردیده که آن را این‌گونه تعریف می‌نمایند:«اصطلاح ماندالای کلامی را ملزم ساختیم تا در پی نشان دادن بیان بصری نقاشی در کنار بیان زبانی در کلام هرچه در توان دارد را به روی دایره‌ی معنا و کاربست‌های مفهومی مباحث نظری این رشته- نقاشی – بریزد».

براین‌پایه استاد با رویکرد تطبیقی  نشان می‌دهند که ماندالای کلامی چنان دارای بنیه و پشتوانه است که می‌تواند به جای ایشان بیندیشد و ایده‌هایش را در راستای اجرا به خود«ماندالای کلامی»، بسپارد. ایشان در این رابطه می‌گویند: «رویکرد ی که ما در این تطبیق و ترکیب داشته ایم به اندازه ‌ی کافی دارای بنیه و سابقه و صبغه‌‌ای در آثار به‌ویژه در آثار نوشتاری‌امان بوده است تا نقاشی را نیز به علت سرشت نمادین و نشانه‌شناسانه‌اش در کنار طراحی و رنگ در ساحتی دیگر واگذار به ماندالای کلامی کنیم».

ایشان در ادامه می‌گویند: زبان نقاشی به نوعی رمز و رازی و نمادین است و به همین دلیل حرفهایش را ساکت می‌زند اما اهل دل و حکمت بلند می شنوند». ما نیز به مثابه یک روان‌شناس – زهره پیرحیاتی- بر آنیم با نگاهی به برخی از نقاشی‌های استاد از منظر کلامی، بساط بازنمایی و رمز گشایی از نقاشی‌های استاد را به عهده بگیریم تا آنچه خود ایشان«حکمت پشت دل» و یا «سرّمدّور» نیز می‌نامند، در آن آشکارتر گردد. آن‌چنان‌که پیش از این نیز گفته‌اند: «نقاشی ماندالایی کلامی است که در ساحت تأویل به زبان می‌رسد».

براین‌پایه ابتدا به نقاشی«درخت عشق» نقاشی شماره‌ی 1 کارمان را آغاز می‌کنیم که استاد پیش از این در کتاب خویش-«سرّ مدّور»(مجموعه نقاشی‌ها)- بدان پرداخته‌اند.

ادامه دارد...

زهره پیرحیاتی(روان‌شناس)

تقدیم به مونس جان ، استاد محمد پیرحیاتی(مونس)