«مخاطب محترم گاهی اوقات سایت حاضر به دلایل مشکلات فنی از دسترس خارج می شود که بدین وسیله از شما پوزش می طلبیم»

 

 

 

چهره ها و چاره ها

چهره ها و چاره ها

                                « دردم ز قلم پرسید خون جگرم با اوست        ریزد ز غمم اشکش چون سوز دلم با اوست

                                او با من آواره، بسیار سفر کرده                هر نکته که می گویم شاهد و گواهم اوست» (استاد مونس)                      

چهره‌های نمادین

همان‌طورکه در بخش نقاشی ها می‌بینیم استاد محمدپیرحیاتی(مونس) آثاری از چهره‌های فرهنگی، ادبی، علمی، هنری و ... از ایران و جهان را در سالهای دور و نزدیک نقاشی نموده‌اند که بیشتر به شکل نمادین می‌باشند. چهره‌های نمادین این بزرگواران در دستان هنرمند ایرانی بیش از آن‌که به چهره نگاری نزدیک باشد به روحیه، منش و بینش آن بزرگان نزدیک است که سالیان دراز زندگی خود را در راهِ ثبت و ضبط آرمان و اهدافشان، نثار نموده‌اند.

استاد مونس که سالها به نشانه و نمادشناسی مشغول بوده ، مقالات و کتاب‌هایی نیز در این زمینه به‌ویژه کتاب«نمادشناسی و اسطوره»‌را پدید آورده‌اند. شاید بتوان به راحتی تشخیص داد تاچه‌اندازه این هنرمند ایرانی توانسته است با مجموعه نقاشی‌های خویش که به آن‌ها نام«چهره‌ها و چاره‌ها» داده‌اند حالات، سکنات،آرمان‌ و اهداف این بزرگان را در چهره‌ی آن ها آشکار سازد. همان‌طور که می‌بینیم هریک از تابلوها تأثیر عمیقی را بر انسان می گذارند تاجایی‌که تحسین بسیاری از بازدیدکنندگان سایت و آشنایان را نیز درپی داشته است. برخی از این نقاشی‌ها نه تنها دارای چند نماد مشخص در راستای معرفی چهره‌ی ماندگار این بزرگوران است بلکه اغلب این آثار - به اتکای این همانی و حضور نقاش در تجاربی مشترک از جنس زندگی، این چهره ها را نیز دارای زندگی و سرشار از امید و آرزو نشان می دهد. شاید این نقاشی های نمادین هیچ شباهتی با چهره ی واقعی این بزرگواران نداشته باشند اما در یک نکته همه آنها مشترک نشان می دهند و آن این که «روح و جان» آن بزرگواران را می توان در نقاشی ها دید، رویکردی که از اصلی ترین علت و دلیل آفرینش این آثار در نزد استاد مونس خبر می دهند زیرا ایشان سخت به – جان بینی – معتقدند. استاد مونس آشکارگی جان و روح  این بزرگواران را با حرکت قلم در خطوط و چین و چروک صورت‌ها که لب، مو، دهان و جهت سر و حالت چهره را دربر می گیرد در همپوشانی و به‌کارگیری رنگ‌ها، نشانه ها، نمادها و اشکال گوناگون و دیگر عناصر توانسته‌اند این تصاویر را گویا نمایند. زنده و جان‌دار بودن هریک از این نقاشی‌ها چنان انسان را تحت‌تأثیر خود قرار می‌دهد که گاهی زمان و مکان واقعی را نیز در ذهن مخاطب  دچار استحاله می‌نمایند. به قول استاد مونس:« ... برخی از آثار هنری که به ماجرا یا نکته‌ای درگذشته یا حال اشاره دارند به‌ویژه اگر به شکل نمادین ارائه می‌گردند بایستی دارای روحی زنده باشند که از تجربه،تخیل و تجسم غنی نقاش‌اش سرچشمه گیرند تا بتوانند بر مخاطب یا انسان تأثیر خود را بگذارند. رویکردی که تولید معناسازی را به عهده می‌گیرد تا بازخوانی، بازبینی ، بازاندیشی و بازنمایی اثر را نیز درپی داشته باشد».

در همین راستا تنها به یکی از تابلوهای استاد مونس با رویکرد بازنمایانه می‌پردازیم «تا خود بگویدت که چون باید رفت»، به ‌طور مثال در یکی از شاهکار نقاشی‌های استاد مونس یعنی تابلوی «کاوه آهنگر» می‌توانید به وضوح نکاتی را دریابید که گفته های ما را در بالا نیز تأیید نماید. در ضمن این تابلو  به قدری دارای حضور، نفوذ و تأثیرگذاری است که به جای آفریننده اش یعنی نقاش ایرانی نیز می اندیشد و تولید معنا می کند تا این امر به یکی از روحیات بارز استاد مونس نیز اشاره  نماید. همان طور که می دانیم  استاد مونس معتقد به«عدم خشونت» در همه‌ی عرصه‌های زندگی می‌باشند که در اغلب آثارشان می توان آن را مشاهده نمود. اگر اندکی به این تابلو نیز نگاه کنید متوجه خواهید شد که نقاش این تابلو هیچ نوع اسلحه‌ای را در دستان کاوه آهنگر نگذاشته و هیچ نوع حرکت خشن فیزیکی را در تابلو نمی‌بینید ولی چنان شاهکارِ نقاش ایرانی- استاد مونس- انسان را دچار روح اساطیری و حماسی می‌نماید که انگار قدرتش از هزاران کاوه آهنگرِ سلاح به دست - با هجوم فیزیکی و جنگی‌اش که مرسوم در نقاشي‌های تا به حال کشیده شده از«کاوه» در جهان می‌باشد-  پرنقوذتر و تأثیرگذارتر نشان می دهد.

نکته‌ی جالب توجه ی دیگر  این‌که استاد مونس خودآگاهانه علامت اساطیری «کاوه»‌ یعنی «درفش کاویانی» را در فک و چانه‌ی کاوه نهاده تا «دیالوگ و خرد» را نیز در منش و بینش آن غیور مرد ایرانی آشکار سازد. این‌گونه نشانه و نمادشناسی‌ها در تابلو نقاشی‌های استاد مونس کم نیستند که ساعت‌ها وقت و زمان می‌خواهد که هریک از آنها رمزگشایی گردد. باشد روزی که  این امر در ایران و جهان آغاز گردد و آثار استاد مونس در هر دو ساحت بیان بصری و بیان زبانی مورد بازخوانی، بازبینی،باز اندیشی و بازنمایی قرار گیرد. آمین.

چشم بیدار نداری طلب یار مکن                 دل دیدار نداری گله از یار مکن»( استاد مونس)

زهره پیرحیاتی

روان شناس

تقدیم به مونس جان ، استاد محمد پیرحیاتی(مونس)