«مخاطب محترم گاهی اوقات سایت حاضر به دلایل مشکلات فنی از دسترس خارج می شود که بدین وسیله از شما پوزش می طلبیم»

 

 

 

سپاس و قدردانی

«سَر به مُهر و سرّ به مِهر در کار بودست از ازل

نور عشق مردمان از یار بودست در ازل

عاشق این مردمم کز من نمی خواهند غزل

لیک می گویند بگو با ما  چه بودست در ازل

بارها گفتم ز نور و حکمتی در پشت دل

پشت دل در پشت دل، اسرار بودست در ازل»

(استاد مونس)

 

... چند سالی است که بنده- زهره پیرحیاتی-  به همراه برخی از شاگردان استاد مونس تصمیم گرفتیم در راستای معرفی آثار گوناگون و نوآورانه‌ی استاد مونس که روز به روز بر حجم آنها افزوده می شد، در سطحی گستره تر بپردازیم. شاید اگر سایت حاضر راه اندازی نمی شد  کسی متوجه این حجم کلان آثار تولید شده توسط استاد مونس نیز نمی گردید آنچنان که در ایران و جهان نیز از آن بی خبر بوده اند.

علت این بی خبری مردم ایران و جهان از آثار گرانسنگ و متنوع استاد مونس ابتدا به شخصیت و منش خود ایشان بر می گردد که بیشتر به ره توشه چینی و گوشه نشینی التفات داشته و تنها به کارهای خویش مشغول‌ می باشند و بس و سپس به کوتاهی و قصور ما شاگردانش مربوط است که بیشتر به فکر دریافت عشق و معرفت از مهر و کرم بی پایان ایشان بوده ایم و بس.

این کوتاهی و قصور را زمانی بهتر دریافت  کردیم که سایت حاضر، راه اندازی شد و تازه متوجه شدیم تا چه اندازه مرهون و مدیون استادی هستیم که در آرامشی معنوی و روحانی، آنچه را به ما می بخشیدند، چنان بی منت، بی ادعا و بی سر و صدا بوده و هست که خدا می داند و بس.

افزایش روزافزون بازدیدکنندگان سایت از یک سو و مهر و محبت برخی از ایشان در تماس های دیداری، تلفنی و ایمیلی و... و ابراز خوشحالی و قدردانی اندیشمندان، هنرمندان، دوستان، آشنایان، مردم ایران و سراسر جهان از وجود و حضور چنین نویسنده و هنرمندی – استاد مونس- باردیگر ما را بیش از پیش شرمنده نمود.

شاید یکی از زیباترین و ارزشمندترین این تماس ها از سوی قهرمان کوهنوردی جهان بود -  سرکار خانم پروانه کاظمی- که دل ما را به راهمان قرص و محکم تر کرد. ایشان در تماسی تلفنی به اینجانب گفتند:«... جوایز بسیاری را دریافت کرده ام ولی هیچیک به اندازه نقاشی که استاد مونس از چهره ام کشیده اند مرا خوشحال نکرده است». بدین وسیله از تماس و ارتباط یکایک شما عزیزان در ایران و سراسر جهان سپاسگزاری و قدر دانی می نماییم.

«آدمی اساطیری

با چهره ای ازلی

راه می رود در سینه ات پنهان

چشمانت با« نور» او می بیند

گام کلامش

در تنفس تو می روید

تا مرز هنوز

با تو این نکته را می گوید:

«ریشه ات را بشناس تابشناسی

آنچه ظنّت به تو می گوید!»

( استاد مونس)

زهره پیر حیاتی

(دانشجوی دکترای روانشناسی)

تقدیم به مونس جان ، استاد محمد پیرحیاتی(مونس)